اينها، اتفاقاتيه كه ممكنه هر كسي رو "ناراحت" كنه. اما هر كسي به يه اندازه ناراحت ميشه. من اينقدر ناراحت ميشم:
- تاس شدن در حد آينه: ۰ واحد
(چون موجب خنده و تفريح دوستان ميشه. بعضي خواص هم اجازه پيدا ميكنن به عنوان "وايتبرد" از سر كچلم استفاده كنن)
- عقب افتادن قسط بانک: ۱ واحد ناراحتي
(اتفاقيه كه زياد افتاده)
- تحقير شدن توسط اطرافيان به خاطر بيپولي: ۲ واحد
(مهم اينه كه يه روزي دوباره وضعم خوب مي شه؛ ايدز كه نيست!)
- مبتلا شدن به سرطان و داشتن يك ماه مهلت براي زندگي: ۲ واحد ناراحتي
(چه بهتر، اينجوري آدم تكليفش معلومه و ميتونه واسه تك تك روزاي عمرش برنامهريزي داشته باشه. تازه، هيجانانگيز هم هست؛ در حد پريدن از بانجي جامپينگ!)
- تصادف ماشين؛ خسارت زير يک ميليون تومان: ۲ واحد
(فداي سرم)
- تصادف ماشين؛ خسارت بالاي يک ميليون تومان: ۳ واحد
(آخه پرايد هم شد ماشين، كه آدم بخواد به خاطرش ناراحت باشه؟ گندهتر از اينا رو مچاله كردم خيالم نبوده. همين نمرهي ۳ هم زيادشه)
- گم کردن کيف پول به همراه مدارک و کارتهاي بانکي و پول نقد: ۵ واحد ناراحتي
(قابل جبرانه)
- ديدن دوست دختر/ نامزد/ همسر با يه مرد ديگه: ۵ واحد
(لابد طرف جذابيتش بيشتر بوده، شايد هم من كوتاهي كرده باشم)
- حرف نصفهكاره (يعني كسي حرفي رو نصفه بزنه و بعد بگه ولش كن، اصلا نگم بهتره) : ۵ واحد
- درگذشت اقوام درجه دو: ۶ واحد
(مردن، حقه)
- گيرافتادن توي ترافيك، به شرطي كه كسي پيشت نباشه: ۷ واحد
- پوسيدگي دندون، در حد عصب کشي: ۸ واحد
(يه روزي جاي همشون از اين خوشگلا ميكارم)
------------ شروع محدودهي مصيبتها ------------------
- فكر كردن به اين كه تا چه حد باعث آزار ديگران شدم و چقدر موجود بيمصرفي هستم: ۱۲ واحد
(اين آيتم، يه زماني من رو تا مرز خودكشي هم برده)
- جواب ندادن تعمدي يک دوست به اس ام اس يا ايميل : ۱۵ واحد
(سخته كه طرف، آدم رو تخم خودش هم حساب نكنه)
- بي احترامي از طرف كسي كه بهش احترام گذاشتي: ۱۸ واحد
درگذشت اقوام درجه يك: ۲۰ واحد
(نه بهخطر اينكه فاميل درجه يك هستن؛ به خاطر اين كه خاطرههاي بيشتري باهاشون دارم و جاي خاليشون بيشتر حس ميشه)
- درگذشت پدرم قبل از اين كه از شرمندگيش دربيام: مصيبت بزرگ
(فكر ميكنم هر مصيبتي رو بتونم تحمل كنم الا اين يكي رو)